» اخبار اقتصادی و عمومی » فرهنگی و هنری » قصه «اسپانک»، از مرگ یک انسان تا مرگ یک مکان/ هفت سال انتظار برای خداحافظی با یک خانه
قصه «اسپانک»، از مرگ یک انسان تا مرگ یک مکان/ هفت سال انتظار برای خداحافظی با یک خانه

قصه «اسپانک»، از مرگ یک انسان تا مرگ یک مکان/ هفت سال انتظار برای خداحافظی با یک خانه

مرداد ۲۷, ۱۴۰۵ 005

محمدرضا خوش‌فرمان، کارگردان مستند «اسپانک»، در گفت‌وگو با خبرنگار میراث آریا درباره شکل‌گیری ایده این فیلم گفت: سال ۱۳۹۰ برای ساخت مستندی درباره آیین‌های سوگ در سواحل مکران، برای تصویربرداری از یک مراسم خاکسپاری به روستای گودین در اطراف سد کهیر رفتم، اما با اتفاقی مواجه شدم که از خود مرگ تکان‌دهنده‌تر بود؛ روستا قرار بود زیر آب سد برود و خانواده متوفی نمی‌دانستند او را همان‌جا دفن کنند یا به جای دیگری منتقل کنند. من برای ثبت مرگ یک انسان رفته بودم، اما با مرگ یک مکان مواجه شدم.

او افزود: این موقعیت رهایم نکرد و هر بار خبری از بارندگی در چابهار و کنارک می‌شنیدم، با اهالی تماس می‌گرفتم و نگران شنیدن این جمله بودم که «جایی که آمده بودی، زیر آب رفت». این دلهره به دغدغه تبدیل شد و طرح «اسپانک» شکل گرفت. ابتدا فکر می‌کردم فیلم درباره جابه‌جایی یک روستاست، اما به‌مرور مسئله به این پرسش رسید که خانه چیست؛ آیا خانه فقط دیوار و سقف است یا در بدن، ذهن، خاطره و خیال انسان ساخته می‌شود؟

کارگردان «توتیا» ادامه داد: «اسپانک» از روستایی کوچک در جنوب بلوچستان آغاز می‌شود، اما به پرسشی درباره همه ما می‌رسد؛ اگر خانه، خاطرات، درخت‌ها، قبر عزیزان و چیزهایی که به زندگی معنا داده‌اند از بین بروند، چه چیزی از ما باقی می‌ماند؟ اسپانک در زبان بلوچی به معنای افسانه است و فیلم نیز به افسانه‌ای درباره خانه و فقدان تبدیل شده است. در این فیلم، طبیعت فقط پس‌زمینه نیست؛ صدا، شخصیت و واقعیتی دراماتیک دارد.

این تهیه‌کننده گفت: روند تولید «اسپانک» برای من یکی از پیچیده‌ترین مراحل فیلمسازی بود؛ چون زمان به یکی از عناصر اصلی فیلم تبدیل شد. ساخت سد کهیر و تخلیه روستا حدود هفت سال طول کشید و همین باعث شد بفهمم موضوع اصلی فیلم، نه یک اتفاق، بلکه «انتظار» است؛ هفت سال انتظار برای اتفاقی که هنوز رخ نداده، اما همه می‌دانند رخ خواهد داد.

او افزود: این زمان طولانی فرصت داد به فرم فیلم فکر کنم. خانه هنوز سر جایش بود، نخل‌ها ایستاده بودند و آدم‌ها زندگی می‌کردند، اما سایه رفتن بر همه‌چیز افتاده بود. برای من تفاوت میان «فقدان» و «غیاب» شکل گرفت؛ فقدان زمانی است که چیزی دیگر وجود ندارد، اما غیاب وقتی است که چیزی هنوز هست و سایه رفتنش بر زندگی افتاده است. به همین دلیل «اسپانک» فیلم یک حادثه نیست، بلکه فیلم کش آمدن زمان پیش از حادثه و خداحافظی هفت‌ساله با جایی است که آدم نمی‌خواهد ترکش کند.

قصه «اسپانک»، از مرگ یک انسان تا مرگ یک مکان/ هفت سال انتظار برای خداحافظی با یک خانه

کارگردان «پدگر» مهم‌ترین چالش «اسپانک» را زمان طولانی پروژه دانست و گفت: فاصله حدود دو هزار کیلومتری تهران تا محل فیلمبرداری، هزینه و دشواری رفت‌وآمد، محدودیت حضور در حریم سد، مجوزهای فیلمبرداری و گرمای نزدیک به ۵۰ درجه را داشتیم. اما سخت‌ترین مسئله، نزدیک شدن به جهان درونی آدم‌های فیلم بود؛ اینکه ترس‌ها، خاطرات و دلبستگی‌هایشان را بشناسم، در حالی که به‌راحتی درباره احساساتشان صحبت نمی‌کردند.

او افزود: برای فهمیدن آنها باید زمان می‌گذاشتم، می‌ماندم و اجازه می‌دادم رابطه شکل بگیرد. این هفت سال به‌تدریج یک «زیست مشترک» ساخت و رابطه ما از فیلمساز و سوژه فراتر رفت و به دوستی و اعتماد رسید. این تجربه نگاه من به مستندسازی را تغییر داد؛ گاهی برای رسیدن به حقیقت یک آدم، نباید سؤال بیشتری پرسید، بلکه باید زمان بیشتری در کنار او زندگی کرد. در «اسپانک» زمان، بخشی از روش مشاهده من شد.

کارگردان «تیاب» گفت: مهم‌ترین تغییر نگاهم در این فیلم، یک موقعیت کاملاً عینی، به پرسش‌هایی درباره مفهوم «خانه»، فضا و رابطه انسان با مکان و خاطره منجر شد. در کنار پژوهش میدانی و مطالعات بیشتر، به این نتیجه رسیدم که خانه فقط یک مکان فیزیکی نیست؛ می‌تواند در بدن، ذهن و خیال انسان شکل بگیرد. خانه‌های ساده روستا، با وجود ارزش مادی اندک، محل سال‌ها زندگی، خاطره، تولد، مرگ و کودکی بودند.

خوش‌فرمان ادامه داد: نخل نیز برای مردم فقط یک درخت نبود؛ غذا، سایه، معاش و بخشی از زندگی آنها بود. در حالی که برای هر خانه چهار میلیون و هر درخت یک میلیون و پانصد هزار تومان خسارت تعیین شده بود، این سؤال برایم شکل گرفت که تفاوت «قیمت» و «ارزش» چیست. نمی‌خواستم «اسپانک» به فیلمی علیه سد یا توسعه تبدیل شود؛ برایم مهم‌تر بود ببینم وقتی منطق توسعه با منطق زیستن برخورد می‌کند، چه اتفاقی برای انسان می‌افتد و اگر خانه، دارایی، درخت‌ها و خاطرات انسان غرق شوند، چه چیزی را می‌توان با خود نجات داد.

او ادامه داد: از همین‌جا نگاه من به پژوهش در مستند نیز تغییر کرد. پژوهش فقط جمع‌آوری اسناد و داده‌های عینی نیست؛ گاهی در مواجهه طولانی با آدم‌ها و جهان آنها، خودِ پرسش و زبان فیلم کشف می‌شود.این بخش از پژوهش، یعنی پژوهش خلاق و ادراکی که به کشف مفهوم و روح فیلم منجر می‌شود، کمتر دیده می‌شود و شاید لازم باشد در ارزیابی جشنواره‌ها نیز مورد توجه قرار گیرد؛ چراکه گاهی مهم‌ترین نتیجه پژوهش، اطلاعاتی نیست که فیلم به دست می‌آورد، بلکه پرسشی است که فیلم پیدا می‌کند.

این کارگردان گفت: اگر حمایت مرکز نبود، شاید ساخت فیلم عملی نمی‌شد. تولید مستند معمولاً در بازه‌های کوتاه تعریف می‌شود، اما «اسپانک» به زمان طولانی نیاز داشت. اگر همه‌چیز در مدت کوتاهی انجام می‌شد، شاید فقط تخلیه روستا ثبت می‌شد، اما هفت سال زمان باعث شد خودِ زمان وارد فیلم شود و امکان همراهی با شخصیت‌ها و مشاهده تغییر تدریجی موقعیت فراهم شود. برای من ارزشمند بود که مرکز گسترش اجازه داد فیلم در زمان خودش شکل بگیرد؛ چراکه بعضی فیلم‌ها را نمی‌شود صرفاً ساخت، باید اجازه داد اتفاق بیفتند.

این فیلمساز مستند درباره حضور «اسپانک» در نهمین جشنواره تلویزیونی مستند گفت: جشنواره برای من پیش از آنکه محل دریافت جایزه باشد، محل مواجهه فیلم با نگاه‌های متفاوت است. اهمیت چهار نامزدی فیلم نیز برایم در این است که «اسپانک» با وجود خاستگاه محلی خود توانسته از مرزهایش عبور کند و از یک روستای کوچک به پرسشی انسانی درباره خانه، خاطرات و هویت برسد. از این منظر، دیده شدن فیلم برای من مهم‌تر از جایزه است.

قصه «اسپانک»، از مرگ یک انسان تا مرگ یک مکان/ هفت سال انتظار برای خداحافظی با یک خانه

خوش فرمان درباره نقش جشنواره‌ها گفت: جشنواره‌ها برای مستند مهم‌اند، اما نباید زندگی فیلم را به جشنواره محدود کرد. فیلم باید پس از تولید وارد گفت‌وگو با مخاطب، منتقدان و پخش‌کنندگان شود. جشنواره یکی از نقاط آغاز این مسیر است، نه پایان آن.

این کارگردان درباره اکران آنلاین «اسپانک» گفت: اکران آنلاین فرصتی بود تا فیلم از جغرافیای خودش عبور کند. به‌ویژه برای مستندهایی که امکان اکران گسترده ندارند، پلتفرم‌های آنلاین می‌توانند فاصله میان فیلم و مخاطب را کم کنند. اکران آنلاین دیگر یک گزینه فرعی نیست و بخشی از مسیر طبیعی زندگی فیلم است؛ البته نمایش آنلاین به‌تنهایی کافی نیست و باید مخاطب و استراتژی نمایش را شناخت.

او افزود: آینده نمایش مستند را ترکیبی می‌بینم؛ جشنواره برای کشف شدن و گفت‌وگو، اکران برای تجربه جمعی، تلویزیون برای دسترسی عمومی و پلتفرم‌های آنلاین برای دسترسی گسترده‌تر. در نهایت، مهم این است که فیلم زندگی خودش را پیدا کند.

این کارگردان درباره ساخت فیلم گفت: «اسپانک» حاصل یک همراهی هفت‌ساله بود. آدم‌های فیلم در تمام این مدت به گروه اعتماد کردند و اعضای گروه نیز با وجود سختی‌های پروژه همراه ماندند. گاهی به جای اینکه ما فیلم را بسازیم، فیلم ما را می‌سازد؛ «اسپانک» برای من چنین تجربه‌ای بود.

خوش فرمان در پایان گفت: ما برای ثبت یک روستا رفتیم، اما در این هفت سال خودمان هم تغییر کردیم و فهمیدیم خانه فقط چیزی نیست که بتوان برایش قیمت تعیین کرد، بلکه بخشی از حافظه، بدن، ذهن و خیال ماست. بخشی از این تلاش جمعی با پنج نامزدی «اسپانک» در جشنواره شانزدهم «سینماحقیقت» و چهار نامزدی در نهمین جشنواره تلویزیونی مستند دیده شد. اگر «اسپانک» چیزی برای من باقی گذاشته باشد، این است که فیلمساز مستند فقط واقعیت را ثبت نمی‌کند؛ در مواجهه با واقعیت، خودش نیز تغییر می‌کند.

عوامل اصلی «اسپانک» عبارتند از: کارگردان، تهیه‌کننده و نویسنده گفتار: محمدرضا خوش‌فرمان/ تحقیق و پژوهش: سمانه جوشن/ تصویر: مسعود شیخ‌ویسی و سعید کشاورزی/ صدابردار، صداگذار و مسئول میکس فیلم: حسن شبانکاره/ تدوین: امین اشرفی/ گفتار فیلم: عبدالله حاجی‌محمدی/ مدیرتولید: زنده‌یاد قاسم جهان‌افراز/ محصول مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و پویانمایی.

در نهمین جشنواره تلویزیونی مستند، «اسپانک» در بخش‌های مختلف «فیلم مستند» نامزد جایزه بهترین کارگردانی، بهترین گوینده گفتار متن، بهترین فیلم مستند و بهترین فیلمبرداری شده است.

انتهای پیام/

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×