زنگ خطر در بازار انرژی/ اکونومیست از فاجعه سوخت در صورت بسته ماندن هرمز گفت
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تسنیم، اکونومیست در تازهترین یادداشت خود به این موضوع اشاره میکند که بازارهای جهانی انرژی در شرایط بیسابقهای قرار گرفتهاند و دامنه سناریوهای ممکن از «وخیم» تا «فاجعهبار» کشیده شده است. بیش از پنجاه روز پس از آغاز جنگ میان ایران و آمریکا، اثرات مستقیم این تنشها بر قیمت نفت، ذخایر جهانی و فعالیتهای پالایشگاهی در آسیا و اروپا آشکار شده است، به طوری که تحلیلگران هشدار میدهند جهان ممکن است به لبه پرتگاه انرژی نزدیک شود.
معاملهگران قراردادهای آتی نفت معمولاً نسبت به اخبار منفی مقاوم هستند، اما تحولات اخیر نشان داده است که کوچکترین تغییر در وضعیت سیاسی میتواند به نوسانات شدید قیمتها منجر شود. در تاریخ ۱۷ آوریل، پس از اعلام وزیر خارجه ایران مبنی بر اینکه تنگه هرمز «کاملاً باز» است، قیمت نفت برنت حدود ۱۰ درصد کاهش یافت و به ۹۰ دلار در هر بشکه رسید. اما تنها چند ساعت بعد، حمله ایران به یک نفتکش هندی باعث شد شاخص جهانی نفت تنها ۵ درصد افزایش یابد. این نوسانات نشان میدهد حتی اخبار مثبت موقت نیز توان تعدیل بازار را ندارد و فشارها همچنان پابرجاست.
پنجاه روز پس از آغاز جنگ، جهان حدود ۵۵۰ میلیون بشکه نفت خام خلیج فارس را از دست داده است؛ رقمی نزدیک به ۲ درصد تولید کل جهان در سال گذشته. بسته شدن تنگه هرمز، مسیر حیاتی عبور نفت، باعث محرومیت حدود ۷ میلیون تن گاز طبیعی مایع در هر ماه شده که معادل ۲ درصد عرضه سالانه این سوخت است. با این حال، در کشورهای غربی که بزرگترین بازارهای آتی را در اختیار دارند، فشار هنوز محدود به نظر میرسد؛ بنزین کمی گرانتر شده، اما خانوارها و صنایع همچنان توان مصرف دارند و ذخایر سوخت در سطح پیش از جنگ مانده است.
اما این آرامش نسبی فریبنده است. تا ۲۰ آوریل، آخرین نفتکشهایی که پیش از شروع جنگ از هرمز عبور کرده بودند، به مقصدهای خود در مالزی و کالیفرنیا رسیدهاند، به این معنی که دیگر حاشیه امنی برای مقابله با شوک عرضه وجود ندارد. با آغاز فصل سفرهای تعطیلاتی و افزایش تقاضای سوخت، فشار بر بازار جهانی شدت یافته است.
سه عامل اصلی بازار جهانی انرژی را در آستانه بحران قرار دادهاند. نخست، محمولههای نفتی آماده خرید، بهسرعت در حال کاهش هستند. دوم، پالایشگاهها به دلیل کمبود مواد اولیه و افزایش قیمت نفت خام، تولید سوخت را کاهش دادهاند. سوم، تقاضای مصنوعی بالا، به ویژه در اروپا، همچنان فشار بر بازار را حفظ کرده است. برای بازگشت بازار به تعادل، یک عقبنشینی جدی در بخش تولید یا مصرف ضروری است.
در بخش تجارت، حجم بالای نفت در حال حرکت روی آب پیش از آغاز جنگ توانسته بود تا حدی بازار را آرام کند. اما با رسیدن آخرین محمولهها، این ذخایر شناور به پایان رسیدهاند. نفت ایران و روسیه که پیشتر در دریا معطل مانده و پس از کاهش تحریمها فروخته شدند، اکنون تقریباً تمام شدهاند. حجم نفت روی آب با سرعتی بیسابقه کاهش یافته و برای سوخت هواپیما و بنزین، این حجم حتی بسیار پایینتر از میانگین تاریخی است و به مرز حداقل لازم برای تجارت دریایی رسیده است.
آسیا بیش از سایر مناطق تحت فشار است، چرا که چهارپنجم صادرات خلیج فارس به این منطقه میرفت. موجودی تجاری در کشورهای آسیایی در حال کاهش است؛ کره جنوبی قرار است سرعت برداشت از ذخایر راهبردی خود را کاهش دهد و ذخایر ژاپن در ماه مه به پایان خواهد رسید. طبق برآورد شرکت کیروس، موجودی نفت خام آسیا بهجز چین طی یک ماه حدود ۶۷ میلیون بشکه، یعنی ۱۱ درصد، کاهش یافته است.
کاهش مواد اولیه پالایشگاهها در آسیا را مجبور کرده بیش از ۳ میلیون بشکه در روز از ظرفیت فرآورش خود کم کنند که معادل ۱۰ درصد کل ظرفیت آنهاست. پیشبینی میشود این کاهش در ماه مه به ۵ میلیون بشکه در روز برسد و در صورت ادامه بسته بودن هرمز، در ژوئیه به ۱۰ میلیون بشکه در روز افزایش یابد. چین، با ۱.۳ میلیارد بشکه ذخیره، میتواند تا حدی کمبود را جبران کند، اما صادرات فرآوردههای پالایششده خود را متوقف کرده و تا زمان برقراری آتشبس پایدار، امکان آزادسازی ذخایر محدود است.
اروپا تا اینجا توانسته از سقوط تقاضای جدی جلوگیری کند. دولتها تلاش دارند قدرت خرید مردم را حفظ کنند و از پول مالیاتدهندگان یا کاهش مالیات سوخت برای حمایت از مصرفکنندگان استفاده کردهاند. با این حال، پالایشگاههای اروپایی مجبورند نفت خام را بسیار گرانتر از قیمتهای آتی برنت خریداری کنند. فاصله بین قیمت نقدی و برنت آتی بهشدت باز شده و نشانه کمبود فوری سوخت است. این ناهماهنگی، سود پالایشگاهها را کاهش داده و آنها را ناچار به کاهش تولید کرده است.
قیمت سوختهای پالایششده همین حالا هم بهشدت افزایش یافته است. در بازار نقدی آسیا، بنزین به نزدیکی ۱۲۰ دلار در هر بشکه، گازوئیل به ۱۷۵ دلار و سوخت جت به ۲۰۰ دلار رسیده است؛ پیش از جنگ این قیمتها به ترتیب ۸۰، ۹۳ و ۹۴ دلار بود. دولتها در هفت کشور کار از خانه اجباری کرده و در پنج کشور دیگر جیرهبندی سوخت خودرو آغاز شده است. کسبوکارها، از معدنکاران کوچک تا صنایع شیلات و پلاستیک، به دلیل کمبود سوخت مجبور شدهاند فعالیتهای خود را کاهش دهند.
در آمریکا، با شروع فصل سفرهای جادهای تابستانی، فشار بر تقاضا افزایش خواهد یافت. رقابت برای گاز طبیعی مایع نیز تشدید شده است، زیرا کمبود سوخت با صرفهجویی مصرفکنندگان آسیایی و روی آوردن به زغالسنگ جبران شده است. با آغاز پر کردن ذخایر گاز اروپا برای زمستان، بازار انرژی بیش از پیش فشرده خواهد شد.
در سایه این بحران، برخی فعالان بزرگ بازار انرژی از فرصت نوسانگیری استفاده کردهاند. یک کیف پول تازه وارد، مبلغ ۱۰ میلیون دلار USDC به پلتفرم HyperLiquid واریز کرده و پوزیشن شورت ۶۳ هزار واحدی روی نفت برنت با اهرم ۲۰ برابر باز کرده است. کیف پول دیگری، مرتبط با همان نهنگ، پوزیشنهای شورت با اهرم ۲۰ روی نفت برنت به ارزش ۲۲.۵ میلیون دلار و نفت WTI به ارزش ۱۸.۱۹ میلیون دلار دارد. این نمونهها نشان میدهد که نوسانگیری و سودجویی از اخبار و اظهارات سیاسی، مستقیماً بر بازارهای جهانی نفت و سوخت اثر میگذارد و بیثباتی قیمتها را تشدید میکند.
حتی اگر تنگه هرمز بلافاصله باز شود، بازگرداندن تولید نفت خلیج فارس، حملونقل دریایی و فعالیت پالایشگاهها به حالت کامل، ماهها طول خواهد کشید. از دست رفتن تجمعی ۱.۵ میلیارد بشکه نفت، معادل ۵ درصد تولید سالانه جهان، تقریباً اجتنابناپذیر شده است. اگر بسته شدن هرمز ادامه یابد، این رقم به راحتی دو برابر خواهد شد. آخرین بار که تقاضای نفت در مدت کوتاهی ۱۰ درصد سقوط کرد، دوران قرنطینههای کووید-۱۹ بود که تولید ناخالص داخلی جهان را بیش از ۳ درصد کاهش داد.
اکنون زمان برای جلوگیری از تکرار چنین سقوطی به سرعت رو به پایان است و تحلیلگران هشدار میدهند که جهان با یک بحران انرژی گسترده و اثرات اقتصادی جدی روبهرو است. محدودیت عرضه، کاهش ظرفیت پالایش، فشار بر ذخایر و نوسانات قیمتها همگی نشان میدهد که اقدامات فوری و هماهنگی بینالمللی برای بازگشت ثبات به بازار جهانی انرژی ضروری است.
