بومگردی؛ سیاست مؤثر برای تابآوری سرزمینی و توسعه پایدار گردشگری ایران
فرزاد رشیدی، مشاور آموزشی جامعه حرفهای انجمن اقامتگاههای بومگردی کشور در یادداشتی درباره نقش بومگردیها نوشت: در شرایطی که صنعت گردشگری جهان با سرعتی بیسابقه در حال واکنش به تغییرات اقلیمی، تحول الگوهای تقاضا و پیشرفتهای فناوری است، بومگردی در ایران دیگر صرفاً یک نوع اقامت یا جایگزین کمهزینه برای هتلها محسوب نمیشود، بلکه بهتدریج به عنوان یک سیاست توسعه سرزمینی در حال تعریف است. اقامتگاههای بومگردی امروز در نقطه تلاقی سه روند مهم جهانی قرار دارند؛ گذار از گردشگری انبوه به گردشگری کیفی، بازتعریف نقش و مشارکت جوامع محلی در حکمرانی گردشگری همراه با تقویت نقش تسهیلگری دولت، و حرکت به سوی الگوی گردشگری باززندهساز یا احیاگر.
بررسی روندهای جهانی نشان میدهد که اگر توسعه بومگردی در ایران بر پایه استانداردهای حرفهای، توجه به ظرفیت برد مقصدها، تقویت حکمرانی محلی و سیاستگذاری دقیق هدایت شود، میتواند به یکی از مؤثرترین ابزارهای افزایش تابآوری سرزمینی و ایجاد درآمد پایدار در مناطق روستایی و کمتر برخوردار تبدیل شود.
بومگردی؛ پیوند اقتصاد محلی، محیطزیست و هویت فرهنگی
بومگردی زمانی میتواند به عنوان یک سیاست توسعه گردشگری موفق عمل کند که میان سه حوزه مهم «اقتصاد محلی»، «محیطزیست» و «هویت فرهنگی» رابطهای متوازن و باززندهساز برقرار کند. تجربههای جهانی طی یک دهه و نیم گذشته نشان داده است که اقامتگاههای کوچکمقیاس، محلیمحور و مبتنی بر مالکیت خانوادههای بومی در مقایسه با سازههای بزرگمقیاس گردشگری مانند هتلها، سهم قابلتوجهی در تقویت تابآوری اقتصادی جوامع محلی، حفظ سرمایه اجتماعی و پایداری محیطی دارند.
مطالعات و گزارشهای منتشر شده از سوی سازمان جهانی گردشگری (UN Tourism) در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ نیز نشان میدهد که موفقیت بومگردی در دهه آینده به عواملی همچون حکمرانی چندسطحی، مدیریت ظرفیت برد، جلوگیری از تجاریشدن افراطی فرهنگ محلی، حفظ اصالت فرهنگی، توسعه آموزشهای حرفهای و طراحی سیاستهای حمایتی هوشمندانه از سوی دولتها وابسته است. در این چارچوب، نگاه آیندهپژوهانه به بومگردی میتواند در تحلیل مسیر پیشروی گردشگری ایران نقشی تعیینکننده ایفا کند.
از یک نوع اقامت تا یک سیاست توسعه سرزمینی
رشد بومگردی در ایران طی سالهای گذشته را نمیتوان تنها با افزایش تعداد اقامتگاهها توضیح داد. این روند نشانهای از یک تغییر مهم در ساختار گردشگری کشور است؛ بازگشت نقش جوامع محلی به زنجیره ارزش گردشگری.
سه تحول مهم جهانی نیز این روند را تقویت میکند. نخست کاهش جذابیت گردشگری انبوه و افزایش تقاضای بازار جهانی برای تجربههای اصیل، کمتراکم و مبتنی بر فرهنگ بومی است. دوم افزایش اثرات تغییرات اقلیمی که مقصدهای گردشگری را به سوی مدلهای کمفشار و سازگار با محیطزیست سوق میدهد. سوم نیز افزایش علاقه نسلهای جدید، بهویژه نسل Z و نسل آلفا، به تجربه زندگی بومی، روایتهای محلی و سبکهای اصیل زیست فرهنگی است.
در چنین شرایطی، ایران با برخورداری از تنوع زیستی قابل توجه، فرهنگهای متنوع محلی و گسترهای از معماری بومی در مناطق مختلف، از ظرفیت بالایی برای بهرهگیری از این تغییر پارادایم در گردشگری جهانی برخوردار است.
بومگردی در ادبیات جهانی گردشگری
در ادبیات سازمان جهانی گردشگری، بومگردی صرفاً یک فعالیت گردشگری نیست بلکه به عنوان نوعی سیاست حفاظتی نیز شناخته میشود. در این چارچوب سه شاخص اساسی برای آن تعریف شده است: کاهش اثرات منفی بر طبیعت، مشارکت فعال جامعه محلی در مدیریت و بهرهبرداری گردشگری، و تقویت میراث فرهنگی ملموس و ناملموس.
بر اساس این نگاه، بومگردی در نقطه تلاقی توسعه اقتصادی و حفاظت محیطی قرار میگیرد و میتواند همزمان به ایجاد درآمد و حفاظت از منابع طبیعی و فرهنگی کمک کند.
ظرفیت برد؛ مؤلفهای کلیدی در مدیریت بومگردی
یکی از مهمترین مفاهیم در مدیریت پایدار مقصدهای بومگردی، مفهوم «ظرفیت برد» است؛ موضوعی که در بسیاری از مناطق روستایی ایران هنوز بهطور جدی مورد توجه قرار نگرفته است. ظرفیت برد به میزان توان یک مقصد برای پذیرش گردشگر بدون ایجاد آسیب جدی به محیطزیست، جامعه محلی یا کیفیت تجربه گردشگر اشاره دارد.
در ادبیات علمی گردشگری، ظرفیت برد در چهار بُعد بررسی میشود: ظرفیت برد فیزیکی، ظرفیت برد اجتماعی، ظرفیت برد اقتصادی و ظرفیت برد روانشناختی گردشگر. نادیده گرفتن این ابعاد میتواند به بروز آسیبهای محیطی، نارضایتی جامعه محلی و کاهش کیفیت تجربه گردشگری منجر شود.
گردشگری باززندهساز؛ رویکرد نوین در توسعه گردشگری
در سالهای اخیر مفهوم «گردشگری باززندهساز» یا Regenerative Tourism به ادبیات رسمی گردشگری جهان افزوده شده است. در این رویکرد، هدف گردشگری تنها کاهش آسیب به محیط نیست، بلکه تلاش میشود که فعالیتهای گردشگری در نهایت موجب بهبود وضعیت محیط طبیعی و اجتماعی نسبت به گذشته شود.
این رویکرد برای ایران اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا بسیاری از روستاهای کشور همزمان با چالشهایی مانند کاهش جمعیت، تضعیف فرهنگ بومی و بحران منابع طبیعی از جمله آب مواجه هستند و گردشگری میتواند در صورت مدیریت صحیح به ابزاری برای باززندهسازی این فضاهای اجتماعی تبدیل شود.
نقش بومگردی در تابآوری اقتصادی و اجتماعی روستاها
یکی از مهمترین کارکردهای بومگردی توزیع عادلانهتر درآمد گردشگری در سطح محلی است. در الگوی هتلمحور، بخش قابل توجهی از درآمد در شهرها، شرکتهای بزرگ یا مراکز مدیریتی متمرکز میشود، در حالی که در الگوی بومگردی درآمد بهطور مستقیم به خانواده میزبان و جامعه محلی میرسد.
این موضوع موجب شکلگیری زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی مکمل میشود؛ از تولید نان و غذاهای محلی گرفته تا فروش صنایعدستی و محصولات کشاورزی. در نتیجه گردشگری میتواند به تقویت اقتصاد محلی، افزایش اشتغال و حتی ایجاد شرایطی برای مهاجرت معکوس به روستاها کمک کند.
از منظر اقتصادی نیز تحلیلهای هزینه–فایده نشان میدهد که سرمایهگذاری در اقامتگاههای بومگردی در مقایسه با هتلها نیازمند سرمایه اولیه کمتری است و در بسیاری از موارد بازده اقتصادی به ازای هر واحد سرمایهگذاری بالاتر است. همین ویژگی باعث شده است که بومگردی در بسیاری از کشورها به عنوان یکی از ابزارهای کمهزینه توسعه روستایی مورد توجه قرار گیرد.
اهمیت سیاستگذاری هوشمندانه در توسعه بومگردی
در حوزه سیاستگذاری گردشگری، یکی از پرسشهای مهم این است که حمایتهای دولتی باید به چه نوع سرمایهگذاریهایی اختصاص یابد. تجربههای مختلف نشان میدهد که توسعه هتلهای بزرگ در مناطق روستایی اغلب به ایجاد فرصتهای شغلی کممهارت منجر میشود، در حالی که مدیریت و مالکیت این واحدها معمولاً در اختیار سرمایهگذاران بیرونی قرار دارد.
در مقابل، توسعه اقامتگاههای بومگردی میتواند خانوادههای محلی را به کارآفرینان گردشگری تبدیل کند. در این الگو، درآمد گردشگری در داخل روستا باقی میماند، ارزش خانههای قدیمی افزایش مییابد و فعالیتهای اقتصادی مرتبط با صنایعدستی، کشاورزی و تولیدات محلی نیز تقویت میشود.
از این رو بسیاری از کارشناسان معتقدند که در سیاستهای توسعه گردشگری روستایی، حمایت از ایجاد و ارتقای اقامتگاههای بومگردی میتواند در اولویت بالاتری نسبت به توسعه سازههای بزرگمقیاس گردشگری قرار گیرد. البته این رویکرد به معنای نفی هتلها نیست، بلکه تأکیدی بر انتخاب هوشمندانه اولویتهای سرمایهگذاری بر اساس کارایی اقتصادی، سازگاری محیطی و اثرات توسعهای است.
چشمانداز بومگردی ایران در دهه آینده
بررسی روندهای جهانی نشان میدهد که در فاصله سالهای ۱۴۰۵ تا ۱۴۱۵ چند تحول مهم میتواند بر آینده بومگردی تأثیر بگذارد. افزایش سهم سفرهای طبیعتمحور، رشد گردشگری تجربهمحور، کاهش تحمل جوامع محلی برای گردشگری پرحجم و افزایش فشارهای اقلیمی بر مقصدهای کمتابآور از جمله این روندهاست. در کنار این موارد، توسعه فناوریهای نوین مانند سامانههای هوشمند رزرو، واقعیت مجازی و کاربردهای هوش مصنوعی نیز در حال تغییر شیوه مدیریت و بازاریابی مقصدهای گردشگری است.
با این حال توسعه بومگردی بدون مدیریت صحیح میتواند با تهدیدهایی نیز همراه باشد. از جمله این تهدیدها میتوان به تجاریشدن افراطی فرهنگ محلی، کاهش کیفیت خدمات در صورت نبود نظام آموزشی استاندارد، فشار بر منابع طبیعی بهویژه منابع آب، رقابت ناسالم در بازار و نبود هماهنگی میان سطوح مختلف حکمرانی گردشگری اشاره کرد.
در مقابل، فرصتهای مهمی نیز پیش روی بومگردی ایران قرار دارد؛ از جمله امکان شکلگیری شبکهای از اقامتگاههای استاندارد با هویت محلی، تقویت برند بومگردی ایران در بازارهای منطقهای، پیوند عمیقتر گردشگری با صنایعدستی و کشاورزی محلی، و استفاده از گردشگری به عنوان ابزاری برای باززندهسازی اجتماعی و اقتصادی روستاها.
نهایتا میتوان این گونه دانست که بومگردی در ایران در صورتی که با نگاه سرزمینی، مدیریت ظرفیت برد، آموزش حرفهای، حکمرانی چندسطحی و حمایت هدفمند دولت توسعه یابد، میتواند به یکی از مهمترین ابزارهای توسعه پایدار گردشگری کشور تبدیل شود. این الگو قادر است همزمان به ایجاد فرصتهای اقتصادی، حفاظت از محیطزیست، تقویت میراث فرهنگی و بازسازی سرمایه اجتماعی در جوامع محلی کمک کند.
به همین دلیل بسیاری از کارشناسان حوزه گردشگری، بومگردی را یکی از هوشمندانهترین مسیرهای سیاستگذاری برای آینده گردشگری ایران میدانند؛ مسیری که میتواند میان توسعه اقتصادی، حفاظت از طبیعت و صیانت از فرهنگهای بومی تعادل ایجاد کند.
انتهای پیام/
