انسانشناسی جنگ و هنر؛ روایت ساختن در برابر ویرانگری
مینو سلیمی استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در یادداشتی نوشت: انسانشناسی جنگ و هنر دو رویکرد متفاوت هستند. جنگ تخریب و ویرانی بهبار میآورد و همه آنچه را که فیزیک انسان تجربه میکند، میتوان در حوزه مطالعه انسانشناسی جنگ مشاهده کرد و در انسانشناسی هنر، رویکردی مبتنی بر ساختن است.
جنگ را به عنوان عامل ویرانی و هنر نیز به عنوان عامل ساختن مطرح است. ما میتوانیم شکلهای هنری مختلفی را درباره جنگ ملاحظه کنیم. هنر در جنگ یک نقش عاملیتی دارد، به هنر میتوان به یک عامل نگاه کرد که میتواند «بازنمایی» آنچه در زندگی انسان رخ میدهد را انجام دهد. خود جنگ هم یک عاملی است که در زندگی رخ میدهد، به زبان هنر میتوانیم ببینیم جنگ چه چیزی را به نمایش میگذارد و چه رخ میدهد.
تابلوسازی، نقاشی، عکس، مجسمه، گرافیتی و دیوارنوشته و همه آنچه در جوامع به نمایش درمیآید، میتوانند اثر بازنمایی داشته باشد. از رخدادهایی که برای انسان رخ داده است و یکی از آنها جنگ است. در این بیان هنری در میانه جنگ، آنچه که به نمایش درمیآید، تجربه زیسته انسان در ابعاد مختلف است.
هنر توان بازنمایی جنگ را دارد. در این بیان هنری، آنچه بازنمایی میشود، میزان ویرانی، قهرمانی و ابعاد مختلف است؛ از طرفی امروز در جنگها از جنگافزارهایی همچون هواپیمای بیسرنشین و آلات مدرنی استفاده میشود که جنگ را از حالت نبرد رو در رو خارج کرده است، ماهیتی انسانزدایی در جنگها وجود دارد، اما هنر روی کنش انسانی نقشآفرین است و اجازه این انسانیتزدایی را از جنگ میگیرد.
میتوان در جنگهای امروز سیطرهای را که ابزارهای مدرن میتواند بر جهان انسانی بگذارد، کاملا دید. اینها بهجای فرم بصری که هنر روی آن تاکید دارد، سعی در یک انسانیتزدایی دارند، در این انسانیتزدایی، جنگافزارها را میتوانیم ببینیم که حالت جادویی و طلسم بهخود گرفتهاند؛ جنگ و هنر در یک فضای اجرایی مشترک اتفاق نمیافتد. با اینکه در هر دو عاملیتی اتفاق میافتد، اما عاملیت هنر، دقیقا میخواهد عاملیتی را که در آن ویرانی جنگ اتفاق میافتد، دنبال کند.
ماهیتی انسانزدایی در جنگها وجود دارد، اما هنر روی کنش انسانی نقشآفرین است و اجازه این انسانیتزدایی را از جنگ میگیرد. به عنوان مثال وقتی ترامپ در توییت خود میگوید میخواهم ایران را به سمت عصر حجر برگردانم، میدانی میآفریند که در آن انسانیتزدایی دیده میشود، اینجا انسان ایرانی دارای فرهنگ ۷ هزار ساله در کانون توجه قرار میگیرد، در حالی که ما در ایران اولین تجربه روستانشینی را ثبت کردهایم. دارای ۲۵۰۰ سال فرهنگ اسطورهای هستیم، وقتی ترامپ این را میگوید نشانه عاملیت ویرانکنندگی جنگ است اما در طرف مقابل هنرمندانی را ملاحظه کردیم که گفتند میرویم در نیروگاه مینشینیم تا جلوی قدرت ویرانی جنگ را بگیریم.
در مقابل کارهایی که ترامپ در میدان جنگ میخواست انجام دهد، اتفاقات هنری خودجوش داخلی رخ داد، اینها نقش هویتبخش داشتند.
در جنگ یک مساله به ویرانی کشاندن حافظه فرهنگی و انسانی است. جنگ دقیقا عاملیت خودش را بر سرزمینی که با آن در نبرد است، متمرکز میکند و تلاش دارد حافظه اجتماعی آن را خالی کند. وقتی ترامپ میگوید شما را به سمت عصر حجر برمیگردانم، در واقع میخواهد شما را از حافظه فرهنگیتان جدا کند. این را در انسانشناسی فاجعه بهخوبی میپردازیم. برعکس آن هنر به شکلهای مختلف بیان سعی میکند از فراموشی آنچه بهواسطه جنگ رخ داده جلوگیری کند، مانند کارهایی که هنرمندان برای فلسطینیان انجام میدهند. در نقاشی معروفی از پیکاسو که به جنگ کره و قتل عامل اختصاص دارد، همین موضوع را میتوانیم بهخوبی ببینیم که انسانها و زنان و کودکان برهنه در نقاشی ایستادهاند، در جنگها اولین گروه بیدفاع کودکان و زنان هستند که در اثرهای هنری نشان داده میشود چقدر انسانها استیصال دارند و در شرایط جنگی به یکدیگر پناه میبرند.
این استیصال در انسان گرفتارشده در عصر هوش مصنوعی هم بهچشم میخورد که تبدیل به موجودی مکانیکی شده است، اما باز عاملیت هنر تلاش دارد تا انسان فراموش نشود. این نوع از عاملیتها در هنر در آثار مربوط به خودمان در جنگ تحمیلی هشت ساله نیز دیده میشود، حتی در گذشته نیز وجود داشته است، همچون تصویری از نبرد چالدران که نظامیان ایران مقابل عثمانی وجود دارد و در آن قدرت نیروی نظامی ایران ترسیم شده و طی آن انسان مهم و دارای عاملیت تصویر شده است. کمک به مجروح در اثری موسوم به نبرد گنجه و اثر خرمشهر که بازنمایی مقاومت دارد از دیگر آثاری است که در آن عاملیت انسان به چشم میخورد.
هر شکلی از هنر میتواند شیوهای از بازنمایی واقعیتها و اندیشههایی درباره احساس انسان بودن را در آن لحظه خاص تصویر کند. هنر میتواند از فراموشی ایدهها و اندیشههایی که در آن لحظه وجود دارد جلوگیری کند.
هنر مهمترین راه بیان و بازنمایی جنگ است. تاثیر هنر و بازنمایی آن در پیوستار نمایش، اجرا، عاملیت و تاثیر قابل دنبال کردن است. هنر بهواسطه میدانی که دارد سعی میکند از فراموشی اتفاق جلوگیری کند. همانطور که میبینیم بعد گذشت سالها از جنگ تحمیلی هشت ساله هنوز آثاری متاثر از آن ساخته میشود.
امیدوارم بعد از اتمام این جنگ اخیر، شاهد خلق آثاری باشیم که بازنمایی و بازتابدهنده تاثیر این جنگ بر جامعه باشد و البته این جنگ تاثیر دارد و به هر حال شاهد زایشهای هنری خواهیم بود.
انتهای پیام/
